محمد مهدى ملايرى
432
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پس از كشته شدن عثمان خليفه وقت كه خلافت بر امام على بن ابى طالب ( ع ) مسلم گرديد مغيره نزد على آمد و به عنوان يك ناصح مشفق به امام گفت اكنون صلاح در اين است كه معاويه را بر ولايت شام و ابن عامر را بر ولايت بصره همچنان باقى گذارى و عزل آنها را از ولايت به وقتى موكول كنى كه آنها در قلمرو ولايت خود براى تو بيعت گرفته باشند . و چون امام را گوش شنوايى براى اين گونه سخنان نبود حرف او را ناشنيده گرفت . روز ديگر مغيره نزد امام آمد و گفت آنچه من ديروز گفتم چون نيك انديشيدم ديدم درست نيست و مصلحت آن است كه آن هردو را بىدرنگ از كار بر كنار سازى . و چون از نزد امام بيرون آمد گفت ديروز من او را نصيحت كردم و آنچه صلاح بود گفتم و چون نشنيد امروز او را فريب دادم « غششته » « 1 » . خبر ديگر روزى كه در خلافت على ( ع ) عايشه و يارانش ظاهرا به بهانه خونخواهى عثمان از كسانى از اعراب بصره كه در مدينه اجتماع كرده بودهاند و آنها را از قاتلان عثمان مىپنداشتهاند ولى در واقع براى تصرف آن شهر و مخالفت با على ( ع ) به بصره حركت مىكردند ، مغيره بن شعبه و سعيد بن العاص هم با آنها از شهر خارج شده و يك منزل هم آنها را همراهى كردند و سپس بازگشتند . سعيد از مغيره پرسيد در اين ميان تكليف ما چيست ؟ مغيره گفت تكليف اين است كه ما خود را كنار بكشيم چون به نظر نمىرسد كه اينها در كارشان موفق شوند ولى اگر پيروز شدند نزد آنها خواهيم رفت و به آنها خواهيم گفت كه ميل قلبى ما با شما بوده و همواره هوادار شما بودهايم « 2 » . و با آنچه از فرصتطلبيها و نيرنگهاى مغيره گذشت اين احتمال هم مىرود كه او در فرصت كوتاهى كه در بصره بين مسافرت عتبة بن غزوان به مدينه و غيبت مجاشع بن مسعود نماينده او در بصره به دست او آورده بوده براى اينكه وسيلهاى بيابد تا خود را به عنوان جنگجويى مبارز به خليفه بشناساند صحنه جنگ ميشان يا دشت مرغاب را به وجود آورده تا با كشتن مرزبان آنجا به نام
--> ( 1 ) . طبرى ، 1 / 3083 . ( 2 ) . طبرى ، 1 / 3102 .